ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
وطنم...
پاره یِ تَنَم ، وطنم سلامَت باد
سندِ جانِ من به نامت باد
**************
راه ، هر چند پر خَم و پیچ است
جان من در برابرت هیچ است
**************
کهکشان را اگر کنی ترسیم ،
از هزاران یکی کنم تقدیم :
**************
زخم خوردی ، زِ پا نیُفتادی
فَخر و عِزّت به مردمت دادی
***************
پروَراندی به دل ، هزاران شیر
من چگونه تو را کنم تفسیر؟
***************
چشم خوردی ولی نمک داری
با زمین حسِّ مشترک داری
***************
***************
***************
دشمنان تو ، گور به گور شده
چشم نامحرم از تو دور شده
***************
سربلندی شبیه کوهِ 《مَهَس》
پُرخروشی شبیه رودِ اَرَس
**************
ابر هستیم و عاملِ باران
سیل هستیم و زاده یِ طوفان
**************
همچو نخل ، ایستاده می میریم
مرگ را هم به سُخره می گیریم
**************
زاده ی خاک پاک ایرانیم
مرد هستیم و مرد می مانیم
**************
ثبت و ضبط است در دلِ تاریخ
کَنده ای ریشه یِ عدو از بیخ
**************
ریشه در خاکِ پُرگُهَر داری
نخلهایی چه پُر ثَمَر داری
**************
مرگ بر من ، اگر کنم تردید
در قبالِ تَعَرُّض و تهدید
**************
بین روح من و تو پیوندی است
ریشه اش ، مادری و فرزندی است
**************
کِی توانم ببینَمت مَغموم
یا که باشی ز حقّ خود محروم؟
***************
پشتِ عیسی به 《حرفِ حق》گرمست
زندگانی 《بدونِ حق》 مرگست
**************
ای وطن ، جان من فدایت باد
جسمِ من ، فرشِ کوچه هایت باد
**************
وطن ای سربلندِ بی تکرار
من چگونه تو را کنم انکار؟
*********************
عیسی جوکار
اردیبهشت ۱۴۰۲